نقش بحران غرب آسیا در بحران گاز اروپا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اروپا در آستانه فصل سرما با بحرانی روبهروست که صرفاً موضوع کمبود چند محموله گاز نیست، بلکه آزمونی برای مدل جدید امنیت انرژی این قاره است. بحران غرب آسیا و اختلال در مسیرهای صادراتی خلیج فارس، بهویژه تنگه هرمز، نشان داده است خروج اروپا از وابستگی به گاز روسیه الزاماً به معنای پایان آسیبپذیری آن نیست. وابستگی پیشین به خطوط لوله روسیه اکنون تا حدی با وابستگی به LNG وارداتی، بازار لحظهای و ظرفیتهای کشتیرانی جایگزین شده است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در خلیج فارس میتواند بهسرعت از بحران منطقهای به شوک جهانی قیمت و عرضه تبدیل شود.
اتحادیه اروپا بحران کنونی را در شرایطی آغاز کرد که ذخایر زیرزمینی گاز در پایان زمستان ۲۰۲۵–۲۰۲۶ زیر ۳۰ درصد ظرفیت بود
اهمیت تنگه هرمز و صادرکنندگان خلیج فارس
تنگه هرمز گلوگاه اصلی انتقال LNG از قطر و امارات به بازارهای جهانی است. بر اساس ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی، اختلال در کشتیرانی این مسیر از ابتدای مارس نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی LNG را از بازار خارج کرد و قیمت گاز در اروپا و آسیا را در مقطعی به بالاترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳ میلادی رساند .اهمیت این رقم در آن است که بازار LNG برخلاف بازار گاز خط لوله، بهسرعت ظرفیت جایگزین ایجاد نمیکند. محمولهای که بهدلیل ناامنی یا بستهشدن مسیر، حرکت نمیکند، امکان دارد بهسادگی با گاز خط لوله یا تولید داخلی جایگزین نشود.
قطر در این میان جایگاهی دوگانه دارد. از سویی اروپا سالهای اخیر برای کاهش سهم گاز روسیه به واردات LNG قطر، آمریکا و دیگر صادرکنندگان تکیه کرده است. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از LNG قطر به قراردادهای بلندمدت با مشتریان آسیایی اختصاص دارد. بنابراین حتی اگر اروپا در بازار نقدی توان خرید بیشتری داشته باشد، در زمان بحران باید با آسیا برای محمولههای انعطافپذیر رقابت کند.
چرا اروپا در برابر شوک تازه حساس است؟
اتحادیه اروپا بحران کنونی را در شرایطی آغاز کرد که ذخایر زیرزمینی گاز در پایان زمستان ۲۰۲۵–۲۰۲۶ زیر ۳۰ درصد ظرفیت بود. سطحی نزدیک به کمینه ۹ ساله. ذخایر پایین، بهخودیخود به معنای خاموشی یا قطع گاز نیست، اما حاشیه امنیت را کاهش میدهد. اروپا باید در ماههای گرم سال با سرعت بیشتری مخازن را پر کند و همین نیاز، آن را به خریدار بزرگ و نسبتاً غیرانعطافپذیر بازار LNG تبدیل میکند. اگر همزمان آسیا بهدلیل اختلال در هرمز برای خرید محمولههای بیشتر وارد بازار شود، هزینه پرکردن ذخایر اروپا افزایش مییابد.
آژانس همکاری تنظیمکنندههای انرژی اروپا برآورد کرده است اتحادیه اروپا با نرخ فعلی واردات LNG میتواند پیش از زمستان به سطح ذخیرهسازی ۸۰ درصد برسد، اما تحقق هدف ۹۰ درصد بدون منابع اضافی دشوار خواهد بود. این نکته اهمیت دارد، زیرا سیاست ذخیرهسازی اروپا همزمان دو اثر متضاد دارد؛ امنیت فیزیکی عرضه را تقویت میکند، اما در زمان رقابت شدید جهانی، تقاضای اجباری اروپا میتواند قیمتها را بالا ببرد. در نتیجه، ذخیرهسازی دیگر فقط تصمیم فنی نیست، بلکه به ابزار رقابت ژئوپلیتیک و مالی تبدیل خواهد شد.
اثر جنگ فقط کاهش صادرات نیست
جنگ از سه مسیر بر بازار اروپا اثر میگذارد:
- نخست، کاهش مستقیم صادرات قطر و امارات
- دوم، افزایش حق بیمه حملونقل، خطر کشتیرانی و زمانبندی تحویل محمولهها
- سوم، اثر انتظاری بحران
معاملهگران پیش از وقوع کمبود واقعی، احتمال کمبود را در قیمتها لحاظ میکنند. تجربه بازار نشان داده است پس از حمله به تأسیسات انرژی، قیمت روز-آینده گاز هلند، شاخص مرجع اروپا، از ۶۰ یورو بهازای هر مگاواتساعت عبور کرد. این افزایش، هزینه انرژی صنایع، تولید برق و گرمایش خانوارها را بالا میبرد و میتواند بار دیگر تورم را به موضوع سیاسی اصلی اروپا تبدیل کند.
این شوک در زمانی رخ داده که واردات LNG آمریکا نقش فزایندهای در سبد اروپا دارد. واردات LNG اتحادیه در زمستان گذشته ۲۰ درصد افزایش یافت و تحویلهای آمریکا ۴۵ درصد بیشتر شد بهگونهای که LNG آمریکا حدود ۳۰ درصد واردات گاز اتحادیه و تقریباً دو سوم واردات LNG آن را تشکیل داد. این تنوع نسبت به اتکای یکجانبه به روسیه پیشرفت مهمی است، اما به معنای مصونیت نیست. اروپا اکنون بخشی از خطر خط لوله را با خطر بازار جهانی LNG، ظرفیت کشتیرانی و سیاست صادراتی آمریکا مبادله کرده است.
سه سناریو برای فصل سرما
- سناریوی نخست، اختلال در تنگه هرمز کوتاهمدت و محدود باقی میماند: در این حالت، هرچند قیمتها نسبت به سطح عادی بالاتر میمانند، افزایش عرضه آمریکا و دیگر مناطق، کاهش تقاضا، تولید برق تجدیدپذیر و صرفهجویی میتواند بازار را متعادل کند.
- سناریوی دوم، اختلال تا زمستان ادامه مییابد: در این صورت، اروپا برای پرکردن ذخایر ناچار به خرید گرانتر LNG خواهد شد و کشورهای آسیایی نیز برای حفظ امنیت خود وارد رقابت شدیدتر میشوند. خطر اصلی این سناریو نه لزوماً قطع کامل گاز، بلکه سهمیهبندی صنعتی، تعطیلی موقت صنایع انرژیبر و فشار بر بودجه خانوارهاست.
- سناریوی سوم، آسیب بلندمدت به زیرساخت مایعسازی قطر: آژانس بینالمللی انرژی میگوید صدمه به تأسیسات قطر میتواند موج مورد انتظار افزایش عرضه LNG را دستکم دو سال عقب بیندازد و در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ میلادی حدود ۱۲۰ میلیارد مترمکعب از عرضه تجمعی را حذف کند. چنین وضعیتی بحران را از حادثه نظامی به موضوع ساختاری بازار تبدیل میکند و دوره قیمتهای بالا و نوسان شدید را تا ۲۰۲۷ میلادی طولانیتر خواهد کرد.
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و شبکه برق، ذخیرهسازی برق و افزایش بهرهوری، فشار گازسوزی را در زمستان کاهش میدهد؛ اما این اقدامات زمانبرند
بهره سخن
اروپا در کوتاهمدت باید سه اقدام را همزمان پیش ببرد:
- تکمیل ذخایر با قراردادهای متنوع
- کاهش تقاضای گاز در بخش برق و ساختمان
- ایجاد سازوکار هماهنگ برای خرید و تقسیم محمولهها
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و شبکه برق، ذخیرهسازی برق و افزایش بهرهوری، فشار گازسوزی را در زمستان کاهش میدهد؛ اما این اقدامات زمانبرند و نمیتوانند بهتنهایی بحران پیشرو را حل کنند. در کنار آن، قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مختلف میتواند خطر بازار لحظهای را کاهش دهد، هرچند وابستگی قراردادی تازهای ایجاد میکند.
جنگ غرب آسیا برای اروپا یادآور واقعیتی بنیادی است؛ اینکه امنیت انرژی فقط به داشتن ذخایر یا واردکنندگان متعدد بستگی ندارد، بلکه به امنیت مسیرها، سلامت زیرساختها و توان مدیریت تقاضا وابسته است. اروپا امکان دارد از زمستان آینده بدون کمبود گسترده عبور کند، اما این موفقیت احتمالی نباید با پایان بحران اشتباه گرفته شود. تا زمانی که بازار جهانی LNG فشرده، ذخایر اروپا پایین و خلیج فارس ناامن باشد، هر تحول نظامی میتواند دوباره گاز را از کالای تجاری به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل کند.